کد خبر: 4354434
تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۰
یک فیلمساز مستند:

مستندنگاری هنری، مانع فراموشی جنایات علیه غیرنظامیان می‌شود 

کارگردان مستند «اسر روشنی» گفت: ثبت وقایع جنگ رمضان با نگاه سینمایی، فراتر از یک گزارش خبری، سندی تاریخی برای نسل‌های آینده است تا عمق فاجعه و رنج مردم عادی و قشر آسیب‌پذیر را درک کنند.

معصومه کیانی، کارگردان مستند «اسر روشنی» در گفت‌وگو با ایکنا با بیان اینکه این اثر به جنگ رمضان می‌پردازد اظهار کرد: واقعیت این است که ما از قبل برای پرداختن به این موضوع برنامه‌ریزی مشخصی نداشتیم و حتی متصور نبودیم که قرار است چنین جنگی رخ دهد که بخواهیم درباره آن فیلم بسازیم. موضوع از روز سوم جنگ به صورت ناگهانی برای من آغاز شد. در واقع وقتی روزهای اول و دوم جنگ رمضان سپری شد، من هم مثل بقیه مردم و البته به عنوان یک فیلمساز که حساسیت‌های بالاتری نسبت به وقایع پیرامون خود دارد، نتوانستم بی‌تفاوت بمانم. جرقه‌ اصلی کار درست در جایی زده شد که احساس کردم باید به عنوان یک شاهد عینی، آنچه بر مردم می‌گذرد را ثبت کنم.

این مستندساز با اشاره به فضای حاکم بر آن روزها بیان کرد: فضایی که در جامعه ایجاد شده بود، یک فضای کاملاً دوگانه و غریب بود؛ از یک سو جامعه به شدت ملتهب بود و سایه جنگ همه جا حس می‌شد، اما از سوی دیگر، یک جریان زندگی با تمام توان ادامه داشت. مشاهده این تداوم زندگی در دل التهاب، اولین فضایی بود که مرا به سمت خود کشید. به صورت گام‌به‌گام در این مسیر پیش رفتم تا ساختار کار شکل گرفت. نقطه عزیمت من، مشاهده حضور پرشور مردم برای اهدای خون بود. وقتی خبر رسید که مجروحان به خون نیاز دارند و مردم صف کشیدند، وارد فضای بیمارستان شدم و همان‌جا بود که عمق فاجعه و در عین حال زیبایی روح مردم را از نزدیک لمس کردم.

کیانی افزود: در آن مراحل اولیه، هنوز موضوع را به طور کامل و با جزئیات تعریف نکرده بودیم. تنها هدف ما این بود که یک جریان انسانی و بشردوستانه را برای مردمی که زیر لایه‌های سنگین این جنگ قرار گرفته‌اند، روایت کنیم. تمرکز اصلی ما بر روی قشرهای آسیب‌پذیر، به‌خصوص زنان و کودکانی بود که زندگی‌شان در این نبرد ناخواسته به خطر افتاده بود. آدم‌های معمولی که شاید تا دیروز زندگی آرامی داشتند، اما ناگهان سلامت، جان و تمام دارایی‌شان را در معرض نابودی می‌دیدند. با افرادی مواجه شدم که در یک لحظه همه‌ چیز خود را از دست داده بودند و این موضوعی نبود که بتوان به سادگی از کنارش گذشت.

وی در خصوص چالش‌های تولید این اثر گفت: روند ساخت این مستند با دشواری‌های بسیار جدی، به‌خصوص در حوزه امنیتی همراه بود. این محدودیت‌ها در دو سطح ما را تحت فشار قرار می‌داد؛ نخست فضای امنیتی حاکم بر کشور بود که اجازه نمی‌داد به راحتی وارد هر محیطی شویم. به دلیل شرایط حساس و احتمال حملات، کنترل‌های شدیدی اعمال می‌شد که البته در شرایط جنگی برای هر کشوری طبیعی است. پیش از این مستندی درباره جنگ 12 روزه داشتم که در جشنواره سینما حقیقت هم نمایش داده شده بود و مسئولان مرا می‌شناختند، اما با این حال، باز هم باید از فیلترها و کانال‌های متعددی عبور می‌کردیم تا اطمینان لازم برای حضور تیم فیلمبرداری در مناطق حساس جلب شود.

این کارگردان با تشریح خطرات جانی در طول مسیر تولید گفت: بخش دیگری از سختی کار، خطرات مستقیمی بود که جان تیم ما را تهدید می‌کرد. به یاد دارم در روزهایی که مناطقی مثل میدان آزادی یا حوالی ژاندارمری در خیابان کارگر جنوبی هدف قرار می‌گرفت، ما دقیقاً در میان صدای انفجارها بودیم. شرایط به گونه‌ای بود که گاهی هم از مسیر پیش‌ رو و هم از مسیر پشت سر صدای انفجار می‌آمد و در محاصره صدا و آتش بودیم. گاهی در فضاهای درمانی و امدادی حضور داشتیم که ناگهان با وقوع یک انفجار در نزدیکی، موجی از مجروحان و خانواده‌های هراسان به سمت ما می‌آمدند و فضا در یک لحظه از آرامش نسبی به یک آشوب تمام‌عیار تبدیل می‌شد.

کیانی با بیان اینکه ترس در این مسیر جای خود را به همدلی داد، اظهار کرد: روزهای اول و دوم طبیعتاً ترس بر ما غلبه کرده بود، اما وقتی وارد گود شدیم و آن روحیه حماسی را دیدیم، همه‌چیز تغییر کرد. تماشای پرستاری که روزها بود خانواده‌اش را ندیده بود اما با تمام وجود به مجروحان خدمت می‌کرد، یا دیدن مردمی که از تمام توانشان برای کمک به هموطنان استفاده می‌کردند، باعث می‌شد که ترس جای خود را به یک همدلی عمیق بدهد. در آن لحظات، دیگر فقط یک فیلمساز نبودم، بلکه بخشی از آن جریان انسانی بودم که می‌خواست رنج‌های مردم را به تصویر کشد تا در تاریخ ثبت شود.

این مستندساز به مشکلات فنی و تدارکاتی نیز اشاره کرد و گفت: یکی از بزرگترین معضلات ما که شاید کمتر دیده شود، تأمین تجهیزات بود. در آن دوره حساس، هیچ دفتر تجهیزاتی حاضر نمی‌شد وسایلش را اجاره بدهد، چون خطر تخریب یا مفقود شدن وسایل در حملات بسیار بالا بود. از طرفی، بسیاری از عوامل فنی و حرفه‌ای به شهرهای دیگر رفته بودند و جمع کردن یک تیم منسجم عملاً غیرممکن به نظر می‌رسید. با سختی بسیار زیاد توانستیم امکانات اولیه را فراهم کنیم. اگرچه پس از برقراری آتش‌بس اوضاع کمی آرام‌تر شد و روند کار تسهیل گردید، اما روزهای درگیری واقعاً از نظر تدارکاتی یک بن‌بست کامل بود.

وی در مورد تفاوت نگاه این مستند با گزارش‌های خبری متداول اظهار کرد: در تمام آثار قبلی‌ام نیز تأکید داشته‌ام که ساختار و زیبایی‌شناسی اثر برایم اولویت اصلی است. به هیچ وجه قصد نداشتم که مستند «اسر روشنی» را در سطح یک گزارش خبری معمولی نگه دارم. اگر قرار بر گزارش‌دهی صرف باشد، خبرنگاران حرفه‌ای این کار را به بهترین شکل انجام می‌دهند. دغدغه من به عنوان یک فیلمساز، خلق اثری است که فرم سینمایی داشته باشد. به ساختار این مستند به دقت فکر کردم تا بدانم کدام زبان بصری با عمق این فاجعه و این موضوع انسانی تطابق دارد و سعی کردم آن را در قالبی ارائه دهم که فراتر از زمان حال باقی بماند.

کارگردان مستند «اسر روشنی» با تأکید بر جنبه‌های تاریخی اثر خود گفت: فعالیت ما در حوزه جنگ رمضان یا وقایع مشابه، در واقع نوعی مستندنگاری تاریخی است. این تصاویر ثبت می‌شوند تا نسل‌های بعدی، 10 یا 20 سال دیگر، متوجه شوند که در این برهه از زمان چه جنایاتی رخ داده و مردم چه روزهایی را پشت سر گذاشته‌اند. بسیار حیاتی است که در کنار نگاه‌های رسمی و اداری، نگاه‌های هنری و آرتیستی هم وجود داشته باشد؛ چراکه نگاه هنری می‌تواند وقایع را از زاویه‌ای انسانی‌تر و ماندگارتر روایت کند. این پتانسیل در موضوعات این‌چنینی وجود دارد که نباید از کنار آن‌ها با بی‌تفاوتی عبور کرد.

کیانی در پایان با ابراز انزجار از مسببان این فجایع بیان کرد: هیچ انسانی که دارای قلب و ذهن سالمی باشد، نمی‌تواند نسبت به این حجم از ویرانی و خون‌های ریخته شده بی‌تفاوت بماند. در طول ساخت این کار، صحنه‌های دلخراش بسیاری دیدم؛ از کودکانی که با سر و روی خاکی و وحشت‌زده به بیمارستان آورده می‌شدند تا آدم‌های غیرنظامی که زندگیشان در یک لحظه نابود شده بود. هدف من نشان دادن لایه‌های زیرین این اتفاقات بود تا بگویم پشت تمام این بحث‌های سیاسی و ایدئولوژیک، انسان‌هایی هستند که هر کدام یک دنیا بودند. به عنوان یک ایرانی نمی‌توانستم نسبت به کشته شدن هم‌وطنم بی‌تفاوت باشم و همین تعلق به خاک باعث شد تا پایان کار بایستم و این روایت را کامل کنم.

انتهای پیام
خبرنگار:
داوود کنشلو
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha